| قویترین سیستم رمزگذاری جهان
نزدیک به ۲۰ سال از پیادهسازی OpenPGP گذشته اما هنوز چندان رایج و عمومی نیست! فکر کردم مهمترین دلیلش کمی پیچیده بودن و از طرف دیگه نبود یک معرفی و آموزش ساده باشه. OpenPGP یک پروتکل رمزنگاری بسیار پیشرفته و فوقالعاده قویه! با اینکه ۲۰ سال از معرفیش گذشته اما هنوز یک گزارش هم در مورد شکستن اون دیده نشده! حتی گزارشهایی وجود داره که سازمانهای امنیتی بزرگ مثل FBI و NSA در مواردی که نیاز بوده، نتونستن فایلهای رمز شده با این روش رو باز کنند! خلاصه اگه از من میشنوید این سیستم کاملا قابل اطمینانه و از بزرگترین هکرها تا سازمانها و کشورها نمیتونن کاری در مقابلش بکنن! آخر این مطلب لینکهایی در این مورد هست. OpenPGP استانداردی برای نوعی از رمزگذاری به نام «رمزگذاری نامتقارن» هست. عموما اگر شما احتیاج به رمزگذاری داشته باشید، فایل رو Zip میکنید و روی اون پسورد میگذارید. این روش متقارنه چون برای رمز کردن و رمزگشایی از یک کلید استفاده شده. در روش نامتقارن دو کلید وجود داره. یکی کلید عمومی و دیگری کلید خصوصی. هر چیزی که با یکی از این کلیدها رمز بشه، فقط با کلید دیگه باز خواهد شد. هر کسی یک جفت کلید مخصوص خود دارد. شما کلید عمومی رو به همهی دوستان و کسانی که ارتباط دارید میدین و حتی روی اینترنت یا سرورهای مخصوصِ این کار آپلود میکنید اما کلید خصوصی رو برای خودتون و در جایی امن نگه میدارید. روش کار به این شکله که وقتی من میخوام برای آقای الف فایلی رمز شده رو بفرستم، در مرحله اول باید کلید عمومی آقای الف رو بدست بیارم. برای این کار یا از خودش میخوام که برام بفرسته، یا ID کلیدش رو بهم بده تا کلید رو از اینترنت بگیرم، یا اسم یا ایمیلش رو توی یکی از سرورها سرچ میکنم تا کلیدش رو پیدا کنم. در مرحله دوم، فایل مورد نظر رو با «کلید عمومی آقای الف» که گرفتم رمز میکنم و فایل رمز شده رو براش میفرستم. در مرحله سوم و آخر آقای الف فایل رمز رو با کلید خصوصی خودش باز میکنه. البته ماجرا در عمل خیلی سادهتره چون همهی کارها رو برنامهها خودکار انجام میدن! برای فهم راحتتر، این شکل رو ببینید کار دیگهای که با این روش انجام میشه، امضا کردن هست. امضا کردن برای اینه که طرف مقابل مطمئن باشه چیزی که براش فرستاده شده حتما از طرف شما و نه از هیچ کس دیگهای فرستاده شده. روش کار برعکس بالاست. عکس رو ببینید توضیح دیگه اینکه PGP یا GnuPG که بهش GPG میگن هر دو برنامههای پیادهسازی OpenPGP هستند و تنها با این تفاوت که اولی پولی و دومی رایگانه! خوب حالا که توضیحات اولیه رو دادم بریم سراغ برنامه که خودش همهی این کارها رو انجام میده. ما اینجا از برنامهای به اسم GPA استفاده میکنیم که تقریبا راحتترینه! برای ویندوز به سایت www.gpg4win.org برید و فایل برنامه رو دانلود کنید و نصب کنید و در آخر، برنامه GPA رو اجرا کنید. چون شما الان کلید ندارید، همون اول بهتون پیشنهاد میده که کلیدهاتون رو بسازید! قبول کنید! در پنجرهای که میاد، تنظیمات بالای صفحه رو رها کنید و اسم کاملتون رو در جای خودش بنویسید. ایمیل رسمی خودتون رو هم زیرش بنویسید. Expire رو علامت نزنید و Ok کنید. برنامه از شما Passphrase میخواد. یک عبارت رمز درست و حسابی بنویسید. اگه برای همچین امنیتی میخواین رمزتون رو بگذارید ۱۲۳۴۵، بهتره همین الان این صفحه رو ببندید و کلمه security رو تو گوگل سرچ کنید! لطفا password ندین! passphrase بدین! حداقل چیزی شبیه به این "#109 Hamishe_shomare-YEKE?!" . بعد از این مرحله برنامه شروع به تولید کلیدها میکنه. این کار ممکنه زمانبر باشه و از طرف دیگه چون برنامه به مقدار زیادی عدد تصادفی نیاز داره، از حرکات موس و دکمههای کیبورد که شما میزنید استفاده میکنه. پس راحت برید کارهای دیگه رو مثل تایپ یا اینترنتگردی انجام بدین! کلید شما آماده شده. روی اون یک کلیک کنید و نگاهی به خصوصیاتش در پایین صفحه بندازید. هر کلیدی یک fingerprint داره که این اثر انگشت کاملا منحصر به فرده و برای چک کردن کلید استفاده میشه. هشت کاراکتر آخر اون به اسم Key ID خونده میشه که اکثرا منحصر به فرده و بیشتر برای گرفتن کلید از اینترنت استفاده میشه. مثلا Key ID من 8175F73A هست. برای گرفتن کلید عمومی من در حالی که به اینترنت وصل هستید از منوی Server گزینهی Retrieve Keys رو بزنید و ID بالا رو بدین تا کلید عمومی من به مجموعه کلیدهای شما اضافه بشه! روی کلیدتون کلیک راست کنید و گزینهی Export رو بزنید و مسیر ذخیره رو به برنامه بدین. این فایل کلید عمومی شماست! میتونید با Notepad بازش کنید و ببینیدش! این فایل رو میتونید به دوستانتون بدین. دوباره روی کلید کلیک راست کنید و گزینهی Backup رو بزنید و مسیری به برنامه بدین. این فایل کلید عمومی به اضافه کلید خصوصی شماست! این فایل رو در یک جای امن نگه دارید و مواظب باشید دست کسی بهش نرسه! دوباره روی کلیدتون کلیک کنید و از منوی Server روی گزینه Send Keys کلیک کنید تا کلید عمومی شما برای سرورهای اینترنتی فرستاده بشه و در دسترس همه قرار بگیره. اگر از ویندوز XP استفاده میکنید، روی هر فایلی که کلیک راست کنید، گزینههای Encrypt و Decrypt و غیره رو میبینید. (اگه ندیدین یه ریستارت کنید!) توی ویندوز سون ممکنه این گزینهها نیاد که در این صورت از File Manager خود برنامه استفاده کنید. خوب آموزش تموم شد! البته خیلی موضوعات جالب دیگه هم وجود داره که اگه بخوام اینجا بنویسم دیگه خیلی طولانی میشه و البته کم کم خودتون یاد میگیرید! فقط چند نکته پایانی: ۱- سعی کنید کلید عمومی رو در اختیار همه دوستان و کسانی که باهاشون ارتباط دارید قرار بدین. ۲- از کلید خصوصی و عبارت رمزتون حسابی مراقبت کنید تا دست کسی نیفته وگرنه تمام فایلهایی که تا حالا رمز کردین قابل باز کردن هست. (البته راههایی برای لغو یک کلید برای بعد وجود داره!) ۳- عبارت رمز رو هیچ جا ننویسید! به خصوص توی یک فایل توی کامپیوتر!! حتی برای یک لحظه! فقط اون رو توی مغزتون نگه دارید و فقط وقتی برنامه ازتون خواست، مستقیم توی کادر مربوطه وارد کنید. ۴- روی کامپیوتر آنتیویروس و فایروال قوی و آپدیت بگذارید تا مطمئن باشید هیچ Key-logger یا Trojan کلید شما رو نمیدزده یا عبارت رمزتون رو نمیخونه. لینکها: Wikipedia PGP Security quality How secure is PGP Gpg4win 2.0.4 My Public Key
::samic::
+ نوشته شده در شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه توسط سمیک | بحث و نظر
واژهها از کیبورد میترسند!
خاکستر مرگی که بر روی وبلاگستان مانده، قابل درک است! خشم پشت خاکستر هم! ماههاست که خشم را میتوان هر جایی لمس کرد. به خصوص در صدا! یا بیصدا! توجه کردهاید دیگر جوکی ساخته و گفته نمیشود؟ حتی برای آنها! حال خندیدن نیست. دیگر جوک هم آرام نمیکند! جوکها به ناسزا تبدیل شدهاند و ناسزاها را باید در چشمها خواند! و در دندانها! و البته نه در مشتها چون با کیسههای کوچک و نازک خرید نان و پنیر و تخممرغ و سیبزمینی پر شدهاند. تقویم روی میز، بهار را نشان میدهد. نمیدانم! آن موقع که زمستان نشان میداد، تابستان بود، آن موقع که تابستان نشان میداد، بهار و حالا هم که پاییز شده است! آسمان هم که کارش از مَشک گذشته! عیبی ندارد! چه کسی کاری به کار فصل دارد؟ تقویمها برای این خوب هستند که ورق بزنیم ومناسبتهای جدید پیدا کنیم! مناسبتهای جدید! مناسبتهای جدید!! نه تناسب دارند و نه مناسبند. اما خوب در تقویم که چیز دیگری نمینویسند! ماندهایم منتظر مناسبت! اما روزهای خالی تقویم هم که تا ابد خالی نمیمانند! همهی مناسبتها هم، زمانی یک روز خالی بودند! کیسههای نازک دوام ندارند این که دیگر معلوم است!
::samic::
+ نوشته شده در فروردین هزار و سیصد و هشتاد و نه توسط سمیک | بحث و نظر
سریعترین رسانهی دنیا!
فکر میکنم این ویژگی فقط در ایران صادق باشد! نمیدانم! اما به هر حال چیز عجیبی است! انگار در جامعهی ما یک رسانهی پنهان وجود دارد که بر روی تک تک افراد تاثیر ۱۰۰ درصد میگذارد! البته این رسانه، کاری بزرگتر از پخش کردن اخبار انجام میدهد! عقاید را پخش میکند!
موضوع این است که عقاید در جامعهی ما با سرعتی عجیب و گسترهای فوقالعاده پخش میشوند! بسیار اتفاق افتاده که کسانی را مثلا با یک ردهی سنی خاص دیدهام که در یک موضوع، عقاید واحد دارند! مثلا با یک رنج ۱۰ سال، همه به یک نوع (غیرعادی) به زندگی نگاه میکنند یا برای آیندهشان تصمیم میگیرند! یا بسیار اتفاق میافتد که اکثریت افراد، در یک مدت کوتاه، موضعی واحد میگیرند! چیزی که در این اتفاقها بسیار جالب است دقیقا همین مدت کوتاه و موضع واحد است! میلیونها نفر در عرض چند روز! (حداکثر یک یا چند هفته!) بدون دخالت هیچ رسانهی فیزیکی یا تبلیغی فراگیر، به یک نتیجهی مشترک میرسند و وارد عمل میشوند!
اگرچه این موضعگیریها در همهی زمینهها وجود دارد اما بیشتر از همه در عرصهی سیاست تاثیرش را میتوان دید! از نظر من در تمام حرکات سیاسی فراگیر ایران این ویژگی وجود داشته است! از انقلاب تا دوم خرداد تا همین انتخابات و حوادث اخیر. برای مثال، هر فرد آگاه سیاسی میداند که نتایج همهی انتخاباتهای ایران فقط در هفتهی آخر تعیین میشود! و همیشه ثابت شده که نظرسنجیهایی که از ماهها قبل انجام شده، نتیجهی انتخابات را نشان نداده است! و بسیاری مثالهای دیگر.
علت و روش چنین اتفاقی برای من بسیار عجیب است! شاید نبود رسانهها و صداهای مختلف و آزاد (که دقیقا میتوانند باعث تکثر آرا شوند) در به وجود آمدن نتایج واحد موثر بوده است! شاید شرایط همیشه بسته و موقعیتهای محدود شدهای که فقط یک راه حرکت باقی میگذارند هم در این نتیجه شریک باشند (مثل خانهای که تمام درها و پنجرههایش قفل باشد و وقتی یک روزنه پیدا میشود، همه به سمت آن هجوم میبرند) شاید عوامل محیطی یکسانی که در همه جا گسترده شده باعث نتیجهگیریهای یکسان میشود! شاید هزار دلیل دیگر!
اما چیزی که بسیار مهم است، وجود این رسانهی پنهان است! این رسانهی غیرفیزیکی میتواند باعث شود که افراد بسیار زیادی در مدت کوتاهی به یک نتیجهی واحد برسند و همزمان به آن عمل کنند! ایدهی "هر ایرانی یک رهبر" دقیقا توصیف کننده چنین شرایطی است. لازم نیست کسی نقشه بکشد تا دیگران به آن عمل کند! همه در یک لحظه، یک نقشه میکشند و حرکت میکنند!
موضوع مهم دیگری هم وجود دارد! میتوان روزنامهها را بست، خبرنگاران داخلی را زندانی و خارجیها را اخراج کرد، فیلترینگ شدید و کاهش سرعت را بر اینترنت اعمال کرد، پارازیتهای قوی بر روی ماهواره انداخت و کارهایی اینچنین! اما با یک رسانهی غیرفیزیکی و بسیار سریع، هیچ کاری نمیتوان کرد! ::samic:: + نوشته شده در مهر هزار و سیصد و هشتاد و هشت توسط سمیک | بحث و نظر
سرِ کین داری ای چرخ
آمدم نگاهی به وبلاگ انداختم که انگار در زمان خشک شده بود! انگار عقربههای ساعت وبلاگ هم متحیر ایستادهاند و فاجعه را نگاه میکنند! پشیمان نیستم. از آن همه دعوتی که برای رای دادن کردم! چه کسی فکر میکرد چنین اتفاقی بیافتد؟! همه چیز داشت خوب پیش میرفت. اغراق نیست! داشت به سمت بهتر شدن حرکت میکرد. در این مدت، پیش آمده با خودم فکر کردهام اگر چنین نمیشد... انگار این سرزمین نفرین شده است! انگار قرار نیست هیچ وقت روی روزهای خوش را ببیند! تاریخ، پشت تاریخ! خون، پشت خون! داشتم به آسمان شب نگاه میکردم. قرص ماه زیبا آن بالا بود. هر طرف پر از ستارههای براق دور. بیشمار ستاره. بیشمار کهکشان. این جهان بیانتها. این فضای بیکران. و ما اینجا در این منظومهی خورشیدی کوچک. در این سیارهی ناچیز. در تکهای از این خاک. ما اینجا چه میکنیم؟ چهها میکنیم؟ چهها که نمیکنیم؟! اگر هزاران یا میلیونها سال دیگر انسانی باشد (مانده باشد!) شاید عصر ما را سیاهترین تاریخ بشر بداند! عصری که در آن انسان برای بودن، نابود کرد! پ.ن شعر اصلی: از خون جوانان وطن لاله دمیده از ماتم سرو قدشان سرو خمیده در سایه گل بلبل ازین غصه خزیده گل نیز چو من در غمشان جامه دریده چه کجرفتاری ای چرخ چه بدکرداری ای چرخ سر کین داری ای چرخ نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
::samic::
+ نوشته شده در تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت توسط سمیک | بحث و نظر
همیشه میتوان برای نپذیرفتن مسئولیت دلیل آورد
صحبت انتخابات است و کسانی که هنوز نمیخواهند رای بدهند! رای ندادن یعنی چه؟ رای ندادن میتواند معانی مختلفی داشته باشد اما مهمترین آن یعنی "برای من فرقی نمیکند"! یعنی "من تفاوتی نمیبینم تا یک گزینه را انتخاب کنم"! یا "گزینهها برای من ثابت است"! یا "هر گزینه که انتخاب شود برای من فرقی نمیکند"! این مهمترین مفهومی است که از رای ندادن برداشت میشود. یکی از دلایل جالب این افراد این است که "چون همهی گزینهها به نحوی بد و نامناسب هستند (بدون توجه به درجهی بدی!) من هیچ کدام را انتخاب نمیکنم پس در نتیجه من مسئول اتفاقات بدی که در آینده میافتد نیستم." این افراد توجه نمیکنند که قطعا و در نهایت یک گزینه انتخاب خواهد شد! و شاید فکر میکنند رای ندادن به هیچ کدام از گزینهها باعث میشود هیچ کدام انتخاب نشوند!! در حالی که اگر به همین نکتهی ساده و کودکانه توجه کنیم ممکن است تصمیم بگیریم که "حالا که حتما از این گزینهها یکی انتخاب خواهد شد، چرا بهترین (از میان همین گزینهها!) انتخاب نشود؟" از طرفی میدانیم که همیشه بهتر وجود دارد! انسان همیشه میتواند جوانب را بسنجد و آنچه به نفعاش است یا حداقل کمتر به ضرراش است را پیدا کند. آیا کسی هست که بگوید مثلا احمدینژاد با موسوی فرقی نمیکند؟! البته اگر از دید یک سوئدی یا فرانسوی نگاه کنیم قطعا نسبت به آن ایدهال، این تفاوت، ناچیز میشود! اما آیا واقعا برای من ایرانی تفاوتی وجود ندارد؟!! آیا برای من فرقی نمیکند که مثلا چه سیاست اقتصادی در کشوری که در آن زندگی میکنم اجرا شود؟ یا بر سر فرهنگ چه بیاید؟ یا موقعیت من ایرانی در جهان چگونه باشد؟ یا حتی در خیابان بتوانم مانتو بپوشم یا فقط باید چادر سرم کنم؟! همین مثال آخر که از همه ملموستر است را بررسی کنیم! قطعا افراد زیادی هستند که نمیخواهند بر اساس اصل آزادی پوشش، مانتو بپوشند و قطعا موسوی نمیتواند چنین آزادی را در ایران کنونی اجرا کند اما آیا واقعا فرقی بین پوشیدن مانتو و چادر هم نیست؟! (اگر هنوز فکر میکنید که نیست، بهتر است به تابستان فکر کنید!) پس برای من فرق میکند (حتی اندک و ناچیز) که چه کسی انتخاب شود. اما اگر چنین است، چرا حاضر نباشم برای همان اندک تفاوت هزینهای، بدهم؟ چه هزینهای؟ باید یک روز جمعه از خانه خارج بشوم و تا نزدیکترین صندوق رای پیاده برم و آنجا حدود 10 دقیقه معطل شوم! بله!! این تمام هزینهایست که خیلیها نمیخواهند برای همان تفاوت بپردازند!!! البته واقعا زیاد است!! این همه راه!! این همه وقت!!! البته در سوی دیگر، کسانی هستند که فکر میکنند رای دادن معانی دیگری هم دارد! مثلا تایید نظام! یا تایید انتخابات! یا تایید 100 درصد همان کاندید! یا تایید آن آدمی که سر صندوق ایستاده بود!! یا هزار چیز دیگر! البته من نمیدانم این افراد این معانی را از کجا استخراج کردهاند اما چیزی که میدانم این است که هرچند طرف مقابل همیشه میتواند از چنین عبارتی برای خاموش کردن و دور کردن جمعیت مخالف استفاده کند، اما آنها هم همیشه میتوانند خلاف آن را ادعا یا اثبات کنند! چون همیشه جواب دادن به حرف مفت بسیار آسان است! چیزی را که نمیتوان جواب داد حرف منطقی است! اما آیا اگر کسی تمام این دلایل را ببیند حتما رای میدهد؟ نه! همیشه کسانی که نمیخواهند مسئولیت را بپذیرند دلیل دارند! میگویند امروز پایم درد میکند یا اگر امروز دوشنبه بود انجام میدادم یا اگر فلانی پشتک میزد یا فلانی بود یا اگر هزار چیز دیگر! واقعیت این است که امروز ما مسئولیتی برای خود، جامعه و کشورمان داریم تا از بین تفاوتها (هرچند اندک) یکی را برای 4 سال آیندهی کشور انتخاب کنیم. ما مسئول هستیم اگر مثلا رضایی انتخاب شد و فردا فرزند همسایه را زندان کرد! اگر احمدینژاد انتخاب شد و فردا یک ایرانی به جرم ایرانی بودن در کشوری دیگر تحقیر شد! و واقعا هزار چیز دیگر! ما مسئولیم اگر بهترین گزینه را از بین گزینههای موجود انتخاب نکنیم. حداقل فردا میتوانیم بگوییم که در چنین مقطعی بهترین کاری که میتوانستم را انجام دادم. پ.ن لطفا نگاهی هم به مطلب "نامزد، نامزد نیست" بیاندازید.
::samic::
+ نوشته شده در خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت توسط سمیک | بحث و نظر
|