| | همه چیز به همه چیز حتما برای شما هم پیش آمده كاری اداری داشته باشید و در اتاقهای فلان سازمان یا اداره از این میز به آن میز پاس بخورید! حتما هم شده كه با خود به علت و سبب این مشكلات فكر كنید و حتما به نتایجی رسیدهاید! امروز اگر به سازمانی یا اداره یا هر جای دولتی دیگری بروید و پای صحبت ارباب الرجوع علاف شدهای بنشینید حتما در عرض چند ثانیه برایتان به این نتیجهگیری میرسد كه "اینها هم ]اشاره به كارمندان[ تقصیر ندارند، مشكل از سیستم است"! برای من كه شده! زیاد هم پیش آمده! من برای پیدا كردن دلیل، خودم را جای فلان كارمند میگذارم. بعد به مشكلات او میرسم! بعد خودم را جای مسبب مشكلات او میگذارم! بعد به مشكلات آن شخص میرسم! و الی آخر! اما اتفاقا مشكل اینجاست كه آخر ندارد! همینطور مثل یك طناب دراز طولانی میتوانی بگیری و بروی كه شاید زمانی بفهمی دایره بوده است! به راحتی اگر خودت را جای هر كدام كه بگذاری دلایل (شاید قابل قبول) برای رفتارش پیدا میكنی. حداقل در این حد است كه بگویی هر كس دیگری (حالا نه هر كس!) جای او بود همینطور عمل میكرد! انگار به جان هم افتادهایم! راستش خوب كه نگاه كنی انگار همه در حال انتقام گرفتنند! همه درد چیزی را سر چیز دیگری خالی میكنند! هر كس به هر چه زورش برسد! و این خودش آغاز فصل دیگری است! مظلوم به نوبه خود در حق كسی كه میتواند مظلوم شود ظلم میكند. دق دل است دیگر! یا به شكل دیگر به قول دیالوگ معروف فیلمی، جایی غیر از آنجا كه سوخته را فوت میكنیم!! اصلا ماجراهای جالبتری هم هست! من اصولا ندیدهام كاری درست انجام شود! یعنی درست بر حسب برنامهریزی از قبل انجام شده اجرا شود! شاید بگویید پس این مملكت چطور میگردد؟ جواب ساده این است كه اصولا نمیگردد! اما در اصل یك جور میگردد كه هیچ كس نمیداند! بگذارید مثالی بزنم. ما میتوانیم ساعتها برای انجام كاری برنامهریزی كنیم. اما امكان ندارد حتی قسمت كوچكی از كار انجام شده، طبق برنامهی ما باشد! یعنی در آخر، كار انجام میشود اما به نحوی دیگر! در واقع همیشه همهی چرخدندهها میچرخند اما به روش خودشان! نه به انتظار ما! در واقع ما همیشه كار را درست میكنیم! هیچ وقت كار را آنطور كه قرار بود انجام نمیدهیم! یكی از دوستان همیشه در این مواقع نقل قولی میكند از كسی كه یادم نیست كه بود! میگوید: "همه چیزمان به همه چیزمان میآید". راست میگوید. البته شاید بهتر باشد بگوییم همه چیزمان به همه چیزمان آمده است!
::samic::
+ نوشته شده در تیر هزار و سیصد و هشتاد و شش توسط سمیک | بحث و نظر
صفحهی اصلی وبلاگ | | صفحهی نخست پست الکترونیک فرم ارتباط آرشیو وبلاگ لینکها: ورژن وپ (؟) My English Blog برنامههای سمیک فتوبلاگ سمیک لبخند تلخ جیزقولک آوازهی روزانه خنده گری! نقطه ته خط بوی خاک بلبشو مجله نجوم راهرو گفت و گوی اصلاحی حوزه غرب منطقه تهران شاخه جوانان منطقه تهران سبکی تحمل پذیر هستی یاران باران سید ابراهیم نبوی سایت نوروز تلخ، مثل عسل من گیلاسم خبرانه نگاهی به آسمان اندیشه واحساس عرفان، برابری، آزادی کورسو نقطه کور ستاره Sylvia diary قصه های صامت سمیک مطالب برگزیدهی وبلاگ: رقابت در حماقت نمیخواهم هیچ وقت کامل باشم کار - پول - کار - کار ملاقات با آدمها بحث چیست؟ زندگی کردن زیر یک سقف فلسفهی زندگی در قطع جیبی سمیک کیست؟ حاکمیت و اصلاحطلبان مریدان افکار! جهان به روایت من اسمباوری نه به دموکراسی ما باید چه کنیم؟ آدمها نمیتوانند با هم حرف بزنند! این 100 میلیارد پولِ لعنتی! مشترک مورد نظر، نمیخواهد! دنیاهای عجیب صد سال تنهایی سمیک چیست دویدن تا حد مرگ! تحقیر و تعظیم! میل جنسی فارسی بنویسیم! جعبه لایتنر هنر چیست به کجا چنین شتابان؟! فاصلهی عشق و کوزه همه چیز به همه چیز انسان در چنگال ماشین مجموعهی سیاست: ( سیاست چیست چرا از سیاست استفاده کنیم چگونه از سیاست استفاده کنیم سیاست را از کجا شروع کنیم) دفاع دربرابر جامعه تقلید و ترکیب مرامنامه مجموعهی پوچی و اعتقاد: ( پوچی زندگی میکنم تا زنده بمانم! متجدد دیناندیش! فاکتورگیری دینی آقای گفتگوی عزیز! جوابیه شماره 2) جنگ یا صلح چگونه انسان میشویم بازی روانی اتحاد و انسجام ملی-اسلامی زیبایی متحرک سیاسی! ذهن ابتدائی تقریبیت جهان! Martial Arts تجاوزی به وفاداری Fight Club از مطالب وبلاگ قبلی: موسیقی معناگرا فلسفه لعنتی عینک مریخی شبهای روشن موزیک:
Ahmadinejad is Not My President. He is still in this position because - of the support of Russia and China.  | |